یاد گرفتن گرامر شما را باسواد میکند، اما عباراتِ آماده (chunks) شما را روان میکند. تفاوت بین کسی که «انگلیسی بلد است» و کسی که «راحت انگلیسی حرف میزند» اغلب در همین است: نفر دوم مجموعهای از عبارات پرکاربرد را از حفظ دارد و بدون فکرکردن به کار میبرد.
در این مقاله ۵۰ عبارت واقعی و پرکاربرد را در هشت موقعیت رایج مکالمه جمع کردهایم. برای هرکدام معنی فارسی، یک مثال، و توضیح کوتاه دربارهٔ کجا و چطور استفادهشان کنید آوردهایم.
احوالپرسی و شروع گفتوگو
| English | فارسی | مثال |
|---|---|---|
| How’s it going? | اوضاع چطوره؟ | Hey! How’s it going? |
| Long time no see! | خیلی وقته ندیدمت | Long time no see! How have you been? |
| What have you been up to? | چه خبرا، چیکارا میکردی؟ | What have you been up to lately? |
| Mind if I join you? | اشکالی نداره بهتون ملحق بشم؟ | Mind if I join you for a coffee? |
| Nice to (finally) meet you. | خوشوقتم (بالاخره دیدمت) | Nice to finally meet you in person! |
این عبارات معمولاً غیررسمیاند و برای دوستان یا همسنوسالها مناسباند؛ در موقعیت رسمی از “How do you do?” یا “It’s a pleasure to meet you” استفاده کنید.
درخواست توضیح بیشتر
| English | فارسی | مثال |
|---|---|---|
| Could you say that again? | میشه دوباره بگید؟ | Sorry, could you say that again? |
| What do you mean by…? | منظورتون از… چیه؟ | What do you mean by “deadline”? |
| I’m not sure I follow. | فکر نکنم متوجه شدم | I’m not sure I follow, can you explain? |
| Could you slow down a bit? | میشه یکم آرومتر بگید؟ | Could you slow down a bit, please? |
| Sorry, I didn’t catch that. | ببخشید، متوجه نشدم | Sorry, I didn’t catch that last part. |
عبارت “I didn’t catch that” خیلی طبیعیتر از “I didn’t understand” بهنظر میرسد و در مکالمهٔ روزمره پرکاربردتر است.
موافقت
| English | فارسی | مثال |
|---|---|---|
| That makes sense. | منطقیه | That makes sense, I agree. |
| I couldn’t agree more. | کاملاً موافقم | I couldn’t agree more with your point. |
| Exactly what I was thinking. | دقیقاً همون چیزی که فکر میکردم | Exactly what I was thinking! |
| You’ve got a point there. | حرفت درسته / نکتهٔ خوبیه | You’ve got a point there. |
| Fair enough. | قبول دارم / منصفانهست | Fair enough, let’s do it your way. |
مخالفتِ مؤدبانه
| English | فارسی | مثال |
|---|---|---|
| I see your point, but… | حرفتو میفهمم، ولی… | I see your point, but I disagree. |
| I’m not so sure about that. | خیلی مطمئن نیستم | I’m not so sure about that, actually. |
| That’s one way to look at it. | یهجورایی درسته (اما نظر دیگهای هم هست) | That’s one way to look at it. |
| I’d have to disagree. | باید بگم مخالفم | I’d have to disagree with that. |
| With all due respect… | با احترام کامل، اما… | With all due respect, I think you’re wrong. |
مخالفت مستقیم (No, you’re wrong) در فرهنگ انگلیسیزبان معمولاً بیادبانه تلقی میشود؛ عبارات بالا همان مفهوم را مؤدبانهتر منتقل میکنند.
پرسیدن سوال
| English | فارسی | مثال |
|---|---|---|
| Can I ask you something? | میتونم یه چیزی بپرسم؟ | Can I ask you something personal? |
| What’s your take on this? | نظرت راجع به این چیه؟ | What’s your take on the new plan? |
| How come…? | چطور شد که…؟ | How come you didn’t call me? |
| Do you happen to know…? | اتفاقاً میدونی…؟ | Do you happen to know his number? |
| What’s the deal with…? | قضیهٔ … چیه؟ | What’s the deal with the new schedule? |
بیان نظر
| English | فارسی | مثال |
|---|---|---|
| In my opinion… | به نظر من… | In my opinion, it’s a great idea. |
| As far as I’m concerned… | از نظر من / تا آنجا که به من مربوطه | As far as I’m concerned, it’s fine. |
| If you ask me… | اگه نظر منو بخوای… | If you ask me, we should wait. |
| I honestly think… | راستشو بخوای فکر میکنم… | I honestly think it’s too expensive. |
| From my point of view… | از دید من… | From my point of view, it’s risky. |
پایان دادن به گفتوگو
| English | فارسی | مثال |
|---|---|---|
| I should get going. | دیگه باید برم | I should get going, see you later. |
| It was great catching up. | خیلی خوب بود که همصحبت شدیم | It was great catching up with you. |
| Let’s talk soon. | بهزودی صحبت میکنیم | Let’s talk soon, take care! |
| I’ll let you go. | دیگه مزاحمت نمیشم | I’ll let you go, talk later. |
| Take care! | مواظب خودت باش | Take care, see you next week! |
عبارات کاربردیِ روزمره (مکمل)
| English | فارسی | مثال |
|---|---|---|
| No worries. | مهم نیست / اشکالی نداره | No worries, take your time. |
| It’s up to you. | به عهدهٔ خودته | It’s up to you which one you pick. |
| I’m on it. | دارم روش کار میکنم / انجامش میدم | Don’t worry, I’m on it. |
| Let me get back to you. | بذار بعداً بهت خبر بدم | Let me get back to you on that. |
| That rings a bell. | یه چیزی یادم میاد / آشنا به نظر میرسه | That name rings a bell. |
| I’m running late. | دیرم شده | Sorry, I’m running late. |
| Never mind. | مهم نیست / بیخیال | Never mind, it wasn’t important. |
| Sounds good to me. | به نظرم خوبه | Sounds good to me, let’s do it. |
| I’m in. | من هستم / موافقم | Count me in, I’m in! |
| Let’s keep in touch. | در تماس باشیم | Let’s keep in touch after the trip. |
اشتباهات رایج در استفاده از این عبارات
- ترجمهٔ تحتاللفظی بهجای استفاده از عبارت آماده: مثلاً گفتن “What is your idea?” بهجای “What’s your take on this?”
- استفاده از عبارات غیررسمی در موقعیت رسمی: “What’s up?” برای جلسهٔ کاری مناسب نیست.
- حفظ عبارت بدون تمرین تلفظ: عبارتی مثل “I couldn’t agree more” باید روان و پیوسته گفته شود، نه کلمهبهکلمه.
تمرین عملی
هر روز سه عبارت از این لیست را انتخاب کنید و در یک مکالمهٔ واقعی (حتی با خودتان، جلوی آینه) به کار ببرید. بعد از یک هفته، تمام هشت دسته را مرور کردهاید و حداقل ۲۱ عبارت را عملاً تمرین کردهاید.
جمعبندی
- عبارات آماده، سرعت و طبیعیبودنِ مکالمه را بیشتر از دانستنِ گرامرِ تنها افزایش میدهند.
- برای مخالفت، همیشه از عبارات نرمتر بهجای رد مستقیم استفاده کنید.
- عبارت را همیشه در قالب جمله، نه تککلمه، تمرین کنید.
برای تمرین بیشتر مکالمه، مقالهٔ تقویت مکالمهٔ انگلیسی بدون زندگی در خارج از کشور را هم بخوانید.
سوالات متداول
آیا باید همهٔ این ۵۰ عبارت را یکجا حفظ کنم؟
نه، بهتر است روزی سه تا پنج عبارت را انتخاب و در مکالمهٔ واقعی تمرین کنید تا در حافظهٔ بلندمدت بنشیند.
کدام عبارتها برای محیط کاری رسمی مناسبترند؟
عبارات بخش «بیان نظر»، «مخالفت مؤدبانه» و «درخواست توضیح» معمولاً در محیط کاری هم قابل استفادهاند.
چطور بفهمم یک عبارت رسمی است یا غیررسمی؟
معمولاً عبارات کوتاهتر و خودمانیتر (مثل “What’s up?”) غیررسمیاند و عبارات کاملتر (مثل “It’s a pleasure to meet you”) رسمیترند. با شنیدن پادکست و دیدن فیلم، این حس تدریجاً تقویت میشود.

